جعفر شهرى باف
87
طهران قديم ( فارسى )
تا ديروزى كَلِمكورى * شيپيش به موهاش مُروارى حموم نميدونس چيه * خيال ميكرد عَم قِضييه « 45 » امروز حموم قُرُق واسش * صد تا تاراق توروق واسش افادههاش طبق طبق * سگا بدورش وقّ و وق خوش به . . ش كه بخت داره * صندلى روى تخت داره « 46 » يا اين شعر : قربون . . ش كه سبزه بخته * صبرش به نظر مثال جخته « 47 » پارسال اين زمون تاپاله ميبسته * امسال اين زمون بر سر تخته اين حمام چون از صبح تا نزديك غروب طول ميكشيد و دهان گيرهاى لازم ميآمد تا مهمانان كام و گلوئى تازه كنند ، فصل به فصل طبقهاى شربت و ميوه و شيرينى و خوراكىهائى بود كه به حمام ميرسيد ، از جمله جهت رفع عطش : شربت قند و تخم شربتى « 48 » ، دوغ ، سكنجبين ، شربت به ليمو ، هندوانه ، انار ، در فصل پرتقال ليمو ، پرتقال ليمو و نارنگى و براى رفع گرسنگى و دلضعفهى قبل از ظهر : شامى لپه « 49 » ، كوفته شامى « 50 » ، تخممرغ پختهى رنگ كرده ، خاگينه « 51 » ،
--> ( 45 ) . عمقضى ، لفظى تركى به معنى دخترعمو . ( 46 ) . براى احترام زيادتر به شخص تخته گذارده ، صندلى را روى تخت ميگذاشتند . اين كار براى سردمدارهاى سخنورىها در قهوهخانهها و براى بعضى از دامادها به عمل ميآمد . سلاطين نيز بدين صورت جلوس ميكردند . ( 47 ) . صبر و جخت ( جخد ) . صبر علامت تأمل و جخد . دستور تعجيل . تأويل و تفسير عطسه كه يكى يا دو تا پشت سر هم آمده باشد كه اولى صبر و دومى جخت ناميده ميشد و در اين زمينه اين لطيفه يا كنايه كه عروس گفته صبرِ شب ، جخته ؟ ! ( 48 ) . دانهريزى كه الك و ريگشو كرده با شربت قند ميخوردند . دانهاى مقوى جهت قلب و مغز و اعصاب . ( 49 ) . گوشت و لپهى پخته كه همراه نمك و زعفران و فلفل و ادويه به اندازهء نعلبكى كه به وسطش انگشت فرو برده در روغن اعلاى فراوان سرخ كرده باشند . ( 50 ) . گوشت كوبيده اما نپخته و آرد نخودچى كه با مصالح شامى لپه مخلوط كرده در دو نوع پهن مثل شامى لپه و نوعى مشتى مثل تخممرغ در روغن سرخ كرده داغ داغ ، يا در آب پيازداغ و سركه شيره ، يا سركه قند جوشانده ، آبش را سوا نان خرد كرده كوفته شاميش را جدا با نان بخورند . ( 51 ) . تخممرغ و آرد و نمك و زعفران كه بسيار زده در روغن حيوانى اعلا بريزند و زير و رو كرده ، در بشقاب برگردانده رويش را شربت قند غليظ بدهند ، يا قند كوبيده بپاشند .